--> باغ شعر
باغ شعر

Persian Poetry Review

Editor: Khalil Paknia

باغ در باغ    | برگ‌ها   | شعر-Poetry     | داستان- Fiction   | نقد - Critic   | تماس   |


Monday, January 07, 2008

    ۴ شعر از ۴ دفتر شعر
    عدنان غُریفی















    دیدارهای ِاز سر وحشت


    نشانی را می‌پرسی
    بر تکه کاغذی می‌نویسی

    حمام می‌کنی
    عطر ارزان بر خود می‌پاشی
    و می‌روی
    ( به همراه زن‌ات
    و بچه‌ی کوچک‌ات)

    مسافت‌ها را می‌پیمایی
    و می‌رسی

    می‌نشینید
    ساییده‌ها را باز بر هم می‌سایید:

    آن‌ها بر چهره‌ی تو چین تازه‌ای کشف می‌کنند
    و تو در موهای‌شان تارهای تازه‌ی خاکستر
    و بچه‌ها که خاموس‌تر شده‌اند

    چای بی‌طعم
    بیسکویت ارزان
    که طعم گونی می‌دهد

    و باز همهمه
    همهمه‌ی سیاست
    همهمه‌ی اختلاف‌های پایان‌ناپذیر
    و این چنین
    وحشت‌ها را پنهان می‌کنیم

    برمی‌خیزیم
    ساییده‌ها را باز بر هم می‌ساییم:

    " باید زود به زود
    همدیگر را ببینیم"
    به هم می‌گوییم

    زن‌ام
    بسته‌ی کوچک قرمزِ سبزی را
    توی کیف‌اش می‌گذارد

    و از همهمه‌ی تهی
    به سکوت وحشت می‌رویم


    از مچموعه شعر" برنامه‌ی حرکت: امروز، این‌جا"



    معمولا این‌طوری است



    آمد

    گرد و خاک مختصری کرد
    ( آن‌قدر مختصر که
    غبارش به چشم هیچ کس نرفت)

    مشتی دروغ بی‌ضرر گفت
    به خودش

    ودیگران

    مثل خودش


    گه‌گاه لاف در غریبی زد
    (در سرزمین خودش حتی)
    و چند صباحی بعد
    به لاف‌های خودش خندید
    مثل دیگران

    و به بزرگی همه
    ( جز خدا
    که سخت باور داشت)
    خندید

    و در کوچکی همه
    ( جز شیطان
    که سخت باور داشت)
    خیره شد

    و بعد
    خسته شد
    و باز خندید
    و قاه قاه خندید
    و های های گریید
    بی‌آنکه گریه‌های خودش را
    جدی بگیرد
    و مال دیگران را، هم

    و رفت
    و برگشت
    و روز از نو
    و روزی از نو

    و باز رفت
    و باز برگشت
    و باز رفت
    و باز برگشت
    تا این‌که

    رفت.


    از مچموعه شعر" به موشک بستن فرشتگان"





    بوتیچلّی


    خرجی ندارد زیبایی
    جز رهایی

    در ترام نشسته‌ای
    و آفتاب دل‌چسب می‌تابد

    نه عرق می‌کنی
    نه سردت می‌شود

    بعد می‌بینی‌ش:
    یک دختر هلندی
    با موهای فرفری طلایی...
    براق... خیس
    می‌آید... می‌نشیند
    روی نیمکتِ دونفره

    اما

    کنار پنجره
    و آفتابِ پاییزی
    اشغال می‌کند موهایش را

    و لبخند ایتالیایی‌ش را
    ارزانی‌ت می‌کند
    آی دخترک هلندی!

    کاری به این نداری که
    دارد به چه

    نگاه می‌کند:


    شاید به هیچ
    (که همه چیز است)
    شاید به همه
    (که هیچ است)

    اما نگاهش را
    در «پریماوِ را» دیده‌ای
    و با بی هیچ شرمی می‌گویی
    «من هم بوتیچلّی هستم»

    تنها وقتی که بلند می‌شود، می‌رود
    یا بلند می‌شوی می‌روی
    یادت می‌آید که
    قرار بوده است
    بلیط فصلِ ارزان بخری
    و بروی به «فیرنتسه»
    تا ساعت‌ها، ساعت‌ها، ساعت‌ها
    روی نیمکتی
    رو‌بروی «پریماوِ را» بنشینی

    لبخند می‌زنی:
    «خرجی ندارد زیبایی»


    از مچموعه شعر" یکی از کمدی‌ها"





    نقطه گذاری


    من هیچ هدیه‌ای را
    جز بوسیدن لب‌هایت
    نمی‌پذیرم

    من هیچ شعری را
    جز آنکه راست باشد
    نمی‌پذیرم


    اما

    آن‌جا که کاما باید باشد
    من طره‌ای از موی تو می‌گذارم
    آن‌جا که«سِمی کُلن»
    همان کاما
    و یک قطره عرق از پیشانی‌ت
    وقتی که می‌خواستی بگویی:
    «دوستت دارم»

    و دو نقطه‌ی توضیح؟
    دو دانه‌ی سیاه
    از دور پستان‌ات

    و خط تیره‌ی اعتراض
    - چه می‌دانم-
    من به خطوط تن تو
    هیچ اعتراضی ندارم

    و علامت تعجب را؟ در دهان باز ما
    آن‌گاه که دریبایم
    هر دو دروغ می‌گفتیم

    در سرنوشت من
    وقتی با تو هستم
    هیچ علامت سوالی نیست

    من پرانتز را
    برای دیگران حفظ می‌کنم
    و همه‌ی تو را
    بین دو هلال دستانم می‌گیرم

    وقتی با هم باشیم
    دستور زبان‌ِ ما
    مثل آبِ چشمه ساده خواهد بود
    مثل آب چشمه مرموز
    و وجه شرطی
    - این دشوار-
    در دستور زبان ما
    جایی ندارد

    اما من شعرم را بی‌علامت می نویسم
    زیرا مکث‌های سخن گفتن‌مان را
    نفس‌های ما
    تعیین خواهد کرد


    من هیچ هدیه‌ای را
    جز بوسیدن لب‌هایت
    نمی‌پذیرم


    اول اوت ۹۳، دیمن

    از مچموعه شعر" برای خرمشهر امضا جمع می‌کنم"






[T.S Eliot]

تازه‌ها

شعرهای یانوش پیلینسکی
مرتضی ثقفیان

سه شعر- ریموند کارور
خلیل پاک‌نیا

آغاز رمان شب آخر پاییز
توماس ترانسترومر

ترس- ریموند کارور
خلیل پاک‌نیا

تکمله‌ای بر بحث پُرنوگرافی
شیمبورسکا
خلیل پاک‌نیا

شعرخوانی: محمود داوودی
موسیقی: مایلز دیویس

آوازِ عاشقانه‌ی جی.آلفرد پروفراک
تی. اس. الیوت

یوحنا- بورخس
احمد میرعلایی

غراب- ادگار آلن پو
احمد میرعلایی

بازگشت- اوکتاویو پاز
احمد میرعلایی

شعر بی‌عنوان
مرتضی ثقفیان

خانه عنکبوت
کامران بزرگ‌نیا

بازگشت
و. م. آیرو


برگی از شعر معاصر

پیوند ها :

از همین قلم:

دفترهای شعر: