--> باغ شعر
باغ شعر

Persian Poetry Review

Editor: Khalil Paknia

باغ در باغ    | برگ‌ها   | شعر-Poetry     | داستان- Fiction   | نقد - Critic   | تماس   |


Tuesday, October 11, 2005

ایجاز، پرهیز از زیاده گویی و دور ریختن پیرایه‌ها
در حد رساندن شعر به یک اشاره،
خاصیت بارز شعر ژاپنی.


شعرهای ژاپنی
ترجمه‌ی زویا پیرزاد


    **

    باد خزان
    هرچه می‌بینم
    همه « هایکو »است

    **

    کاش جهان همواره چنین می‌ماند
    چند ماهیگیر
    به کار کشیدن قایقی کوچک به ساحل رود

    **

    غنچه‌ها به ریشه‌ها و
    پرندگان به آشیانه‌های کهن
    کس نمی‌داند اما بهار چه شد

    **

    فرسوده‌ام از سفر
    رویا‌یم اما هنوز
    سرگردان بر فراز خلنگ‌زاران خشکیده

    **

    گاه به گاه ابر‌ها
    فراغت می‌دهند آدمیا‌ن‌ را
    از نظاره‌ی ماه

    **

    ماه سرد.
    می‌روم تنها و
    پل چوبی زیر پایم پرچانگی می‌کند

    **

    غافلگیر حین ارتکاب جرم
    سواره می‌گریزد
    دزد اسب.

    **

    با نگاهش از دل ِ آیینه
    باز می‌داردم از رفتن
    پیرمردی بیگانه.

    **

    گریخته و یخ‌زده
    چون کاکل یک موج
    حواصیلی سپید
    پاس می‌دهد بر دهانه‌ی بندرگاه.

    **

    از پنجره‌ی قطار،
    آن دورها در شمال
    نمایان می‌شوند تپه‌های زادگاهم
    یقه‌ی پیراهنم را صاف می‌کنم

    **

    نرم و سبک
    چون دستا‌ن دوست مرده‌ام
    آرمیده بر شانه‌هام
    این آفتاب پاییزی





Sunday, October 09, 2005

سه ترانه از ِادُمن ژاِبس
ترجمه‌ی محمود مسعودی



    **


    بگردِ پیِ نامِ من در تذکره‌ها.
    پیدا کنی و پیدا نکنی.
    بگردِ پیِ نامِ من درفرهنگ‌ها
    پیدا کنی و پیدا نکنی.
    بگردِپیِ نامِ من در دانش نامه‌ها.
    پیدا کنی و پیدا نکنی.
    چه اهمیّتی دارد؛ مگر هرگز نامی داشته ام؟
    پس، وقتی مُردم، نگرد
    ِپیِ نامِ من در قبرستان‌ها ‌
    نه در دیگر جاها.
    و بس کن ، امروز، به شکنجه دادن ِ اویی
    که پاسخ نتواند به فراخوانی.


    ترانه برای تو


    بس نخواهم کرد
    که آواز بخوانم ناقوس‌های دیدارهای گُنگ را،
    دسته‌های تخت‌های عطرآگین را،
    سقوط‌های عظیم پرندگان همگون را،
    جاودانه آینه‌های لرزان را.


    بس نخواهم کرد
    که آواز بخوانم دندان گزیدگی سرخ ِ لبان را،
    کتف نافرمان، زیربغل‌های ِ غافلگیر،
    پستان‌های همیشه وقت شناس ِ قرارهای شبانه‌ی دیدار را،


    بس نخواهم کرد
    که آواز بخوانم چهره‌ی تو را را غبار گرفته‌ی ِ خاکستر،
    آخرین کشتی شکستگی را به وقت بامداد ِدمیده‌ی چراغ‌ها،
    پشت گردنت را در‌رفته از هم‌آغوشی ،
    قدم‌هایت که بر ملاشان نمی‌کند چیزی.

    بس نخواهم کرد
    که آواز بخوانم کمرگاه ژرفت را،
    قوزک‌هایت را غریق ابرها،
    این همه اندیشه‌های پرسه‌زن ،
    این همه دود ِ ربّانی

    بس نخواهم کرد
    که آواز بخوانم گیسوان روانت را
    در پای تک درخت‌ها
    زخمی برگ‌ها و چشم‌زخم‌ها.

    بس نخواهم کرد
    که آواز بخوانم کوچه را، باغ را، دیوار را،
    چون که تو را می‌شناسم ،
    چون که تو را دوست دارم و تو را می‌شناسم .

    بس نخواهم کرد
    که یاد بگیرم بخندم،
    که نقاشی کنم و بخندم
    در عمق کاخ‌ها؛
    چون که از تو واهمه دارم،
    چون که تو را دوست دارم و از تو واهمه دارم.

    بس نخواهم کرد
    که قفل بسازم،
    قفلِ آویز و کمربند
    بر درازنای آسمان،
    چون که من تو را نگه می‌دارم،
    چون که تو را دوست دارم و تو را نگه می‌دارم.

    بس نخواهم کرد
    که قطع کنم دستانت را،
    بازوان و مچ‌هایت را،
    تا که هرگز وداع
    سر از آب برنیارد.


    ترانه‌ای کوچک برای دست ِسمج ِسرباز مُرده


    دست سرباز مُرده مانده آویخته بر درخت، انگشت نشانه بر ماشه‌ی تفنگ.
    این همه ستاره، قربانیان او. های، سرباز، آسمان ِآتش بازی راه انداخته‌ای ما را.
    تابستان است. زیباترین سرپناه‌ها بر سر عشاق است. های، سرباز، خوابیده‌ای؛
    اما کی‌ست که تو را ببیند؟





[T.S Eliot]

تازه‌ها

شعرهای یانوش پیلینسکی
مرتضی ثقفیان

سه شعر- ریموند کارور
خلیل پاک‌نیا

آغاز رمان شب آخر پاییز
توماس ترانسترومر

ترس- ریموند کارور
خلیل پاک‌نیا

تکمله‌ای بر بحث پُرنوگرافی
شیمبورسکا
خلیل پاک‌نیا

شعرخوانی: محمود داوودی
موسیقی: مایلز دیویس

آوازِ عاشقانه‌ی جی.آلفرد پروفراک
تی. اس. الیوت

یوحنا- بورخس
احمد میرعلایی

غراب- ادگار آلن پو
احمد میرعلایی

بازگشت- اوکتاویو پاز
احمد میرعلایی

شعر بی‌عنوان
مرتضی ثقفیان

خانه عنکبوت
کامران بزرگ‌نیا

بازگشت
و. م. آیرو


برگی از شعر معاصر

پیوند ها :

از همین قلم:

دفترهای شعر: