--> باغ شعر
باغ شعر

Editor: Khalil Paknia

باغ در باغ    | برگ‌ها   | شعر     | داستان   | نقد   | تماس   |


Friday, August 20, 2004


    بطور حقیقی


    دیروز
    در ایستگاه بین راه
    چند فرشته‌ی سیاه دیدم
    آینه‌های تاریک
    بوی مومیایی پیچید


    چه عصر شادی
    روزنامه‌های صبح
    این صحنه را ندیدند
    وقتی دسته‌جمعی در زباله‌ها
    ته مانده‌ی روز را سرمی‌کشیدند


    عجیب عجیب نیست
    خاک نیست
    خلاء با خودش خلوت می کند
    رشد ریشه‌های هوایی
    نشانه‌های اشتباه
    ماشین حساب
    نفشه‌ی بانک
    نداریم
    می‌کشیم

    می ترسم بعضی وقت‌ها بطورواقعی
    وقتی خیابان خلوت است و درخت‌ها
    ناگهان آفتابی می‌شوند
    جدول‌های گذشته
    لرزه‌های ریز
    بالای زمین
    سراب


    بالا می روند
    رفته رفته
    کی، کجا؟
    بالا می‌روم
    رفته رفته
    بالا می‌روم از کجا
    پله‌ها
    فرسوده می‌شوند

    در فرار هم
    زمان سهم دارد
    فهم می‌شود

    نمی‌شود نرفت این‌طوری
    تا آن سر دنيا
    باید چند مسکن سنگین صرف کنم
    ...

    تلفن زنگ می‌زند همین‌جا
    حقه‌ای قدیمی
    کم می‌آورد
    تمام نمی‌شود
    بطورواقعی .






    یادی از:
    ...
    در انتظار
    زمان حجم دارد
    لمس می شود

    ( محمود داوودی- چند صحنه)







    نیاز به مثال نیست


    اينجا و آنجا که نمی شوم
    حرف هایی كه نمی زنم
    كارهایی كه نمی كنم
    باب روزمی شود


    وقت گیرم می روم
    به درون فصل ها
    خلاصه نمی شوم
    تا دستگیرتان شود


    وقت ندارم
    فاعل های بی جان
    برصفحه های باد برانم
    در کتاب کنم


    ملال می شوم از
    حجم های بی آسمانه
    که در سراسرسطرها می کنید
    حیف می شوید


    میل ندارید مثل او
    نقطه به عطف بنویسد
    خط به جای بگذارید
    رد می شوید





    یک اتفاق ساده


    تعجب ندارد که
    آدم دوجایی می‌شود گاهی

    از هرکجا که راه بنماید می‌رود
    بیرون از فصل قدم می‌زند
    مفصل‌ها کار نمی‌کنند
    زمین گیر می‌شود

    می‌نشیند
    کنار خالی شباهت
    سیگار دود می‌کند
    خاکستر تنگ هم
    می‌چیند

    خودش را می‌بیند
    تو را می کشد

    سایه نداری
    مثل فرشته‌ها
    تعحب ندارد که

تماس  ||  20.8.04



Saturday, August 14, 2004


    سه شعر از یانیس ریتسوس


    تابستانی دیگر


    خورشید بزرگ
    اینک اندوه را هر گونه مجال بروز می دهد
    خانه های سپید
    پراکنده روی تپه‌ی سبز می درخشند
    آنجا
    اسب ِ سرخی بر دشت.
    چیزی از یاد رفته
    از تابستان های گذشته باز می گردد.



    در آن زمان



    شب‌هنگام
    طنین ِ روزهای بلند و ُپر شکوه را می شنوی
    خانه های سوخته در آتش
    جنگل ها،

    کشتی ها،

    سواران از برج های مشتعل به دشت می گریختند.
    کسی مرده ها را جمع می کرد و پرچم ها
    را بر می داشت.
    دیگران
    بر دیوار ها
    ماه نیمه‌ی سرخی نقاشی می کردند.

    اکنون کالسکه‌ای بی سوار
    بر جاده ساحلی حرکت می کند
    و سگ سیاه ولگرد
    به رودخانه خیره مانده است
    چنانکه گویی پی به حقیقتی برده
    که ما از آن بی خبریم.


    رویای عجیب



    می‌گوید: نمی‌دانم چرا این روزها
    مدام
    کابوس بازار ِ ماهی فروشان را می‌بینم
    با گوشت های گندیده و فلس‌های خشکیده!

    پیرمردان
    پیرزنان
    و دخترانی که مدام چشم به هر سو می دوزند
    و با تسبیح‌های بلند بر نیمکت‌ها می‌نشینند
    و بر سنگ های سیاه
    چاقو تیز می کنند
    بی آن‌که
    در گرگ و میش بام دودگرفته‌ی شیشه‌ای
    صدایی برخیزد.

    عجیب‌تر آن‌که
    کسی هرگز ماهی نمی‌خرد
    همه به قفس‌های ُپر از طوطی
    علاقه مندند،

    طوطیانی رنگارنگ
    سبز
    سرخ

    آبی

    پرتغالی

    یا بنفش:

    دیشب یکی از همان طوطی ها گریخت
    برشانه‌ام نشست ودر گوشم گفت:
    ُگه!



برگرفته از: کتاب " تصاویر وارانه‌ی سکوت" آخرین مجموعه شعر یانیس ریتسوس
ترجمه‌ی علی عبدالهی- نشر نارنج

تماس  ||  14.8.04



[T.S Eliot]

خواندنی‌ها

آوازِ عاشقانه‌ی جی.آلفرد پروفراک
تی. اس. الیوت

چند صحنه بدون منطق ارسطويی
محمود داوودی

شعرهای یانوش پیلینسکی
مرتضی ثقفیان

سه شعر- ریموند کارور
خلیل پاک‌نیا

آغاز رمان شب آخر پاییز
توماس ترانسترومر

ترس- ریموند کارور
خلیل پاک‌نیا

تکمله‌ای بر بحث پُرنوگرافی
شیمبورسکا
خلیل پاک‌نیا

شعرخوانی: محمود داوودی
موسیقی: مایلز دیویس

یوحنا- بورخس
احمد میرعلایی

غراب- ادگار آلن پو
احمد میرعلایی

بازگشت- اوکتاویو پاز
احمد میرعلایی

شعر بی‌عنوان
مرتضی ثقفیان

خانه عنکبوت
کامران بزرگ‌نیا

بازگشت
و. م. آیرو


برگی از شعر معاصر

پیوند ها :

از همین قلم:

دفترهای شعر: